به سايت اتحاديه آزاد کارگران ایران خوش آمديد

اخبار کارگری از دیگر سایتها - از لا به لای روزنامه ها 17 آبان 96
تکرار داستان تلخ کودک آزاری،اعتصاب کارگران فاز 14 پارس جنوبی،اعتصاب کارگران شهرداری سروآباد ،تجمع کارگران شهرداری آبادان و... 

«بی‌ثبات‌کاری» یعنی اعتراض ممنوع!

 اگر قرارداد غیرقانونی را امضا نکنیم؛ اخراج می‌شویم

کارگزاران مخابرات روستایی یک نمونه از این بی‌ثبات کاران در بخش دولتی هستند. کارگزاران مخابرات روستایی مدتهاست که پیگیر این هستند که تبدیل وضعیت شوند و با آنها قرارداد دائم منعقد شود؛ علیرغم رایزنی‌ها و پیگیری‌ها، نه تنها این مطالبه برآورده نشده، بلکه در روزهای گذشته به دلیل اعتراضات صنفی مشکلات دیگری نیز برای آنها به وجود آمده؛ آخرین تجمع در شانزدهم شهریور برگزار شد و پس از آن تعدادی از کارگزاران به دلیل آنچه در احضاریه آمده به علت شرکت در تجمع غیرقانونی! به کمیته انظباطی احضار شده‌اند و بایستی توضیحات ارائه دهند!

 

یکی از این کارگزاران می‌گوید: قراردادی که تیرماه جلوی رویمان گذاشتند؛ الزامات قانونی را نداشت؛ نه طبقه‌بندی مشاغل براساس مصوبات وزارت کار رعایت شده بود و نه دیگر الزاماتِ مربوط به استمرارِ کار. قرارداد را امضا نکردیم؛ حالا نامه‌ای برایمان آمده که در آن نوشته شده امضا نکردن قرارداد از نظر شرکت مخابرات به معنای عدم تمایل به استمرار فعالیت است و خاتمه همکاری محسوب می‌شود. یعنی اگر قراردادِ غیرقانونی را امضا نکنیم؛ اخراج می‌شویم.

 

«بی‌ثبات‌کاری» یعنی اعتراض ممنوع!

مهرداد طباطبایی یک کارگر پیمانکاری است. او حدود 14 سال به عنوان کارگر فنی برق، کار کرده و آخرین قراردادش با شرکتی به نام شرکت «سفیر صداقت» بوده؛ یکی از شرکت‌های پیمانکاری رجاء. اتفاقی که برای او افتاده، در این ایام چندان نامعمول نیست: با وجود این همه سال کار کردن، در روزهای گذشته قرارداد کاریش را تمدید نکرده‌اند و او علیرغم توانمندی، تجربه و تخصص بیکار است.

 

 

«بی‌ثبات‌کاری» یعنی اعتراض ممنوع!

طباطبایی دلیل عدم تمدید قرارداد خود را پیگیری امور صنفی می‌داند و می‌گوید: رئیس هیات مدیره انجمن صنفی کارگران برق بودم؛ مدتهاست که مشکلات و مطالبات صنفی همکارانم را پیگیری می‌کنم؛ به همین دلیل است که قراردادم را تمدید نکردند و من تعدیل شدم؛ البته مدتهاست که به همین دلیل با من قرارداد یک‌ماهه می‌بستند؛ همین بود که همیشه در تب و تاب آینده بودم؛ واهمه داشتم که روزی بگویند خوش آمدید! که در نهایت گفتند....

پس از سالها کار کردن می‌گویند؛ مازادم

او از عملکرد بخش بازرسیِ کارفرمای مادر انتقاد دارد و می‌گوید: به بخش بازرسی مراجعه کردم و گفتم چرا بر پیمانکار نظارتی نیست؛ جوابی که شنیدم این بود: ما در کارِ پیمانکار در ارتباط با وضعیت نیروی انسانیِ شرکتی دخالت نمی‌کنیم. حالا با گرفتن این جواب، هیچ مرجعی برای احقاق حق ندارم؛ کاملا بی‌دفاع در مقابل سیستمی قرار گرفته‌ام که پس از سالها کار کردن می‌گوید مازادم؛ دیگر به من نیازی نیست.

او معتقد است برون‌سپاری‌ها و رشد قارچ‌گونه‌ی پیمانکاران، دمار از روزگارِ کارگران درآورده......

 

درباره آخرین وضعیت محمود صالحی: انتقال مجدد به زندان یعنی مرگ

محمود صالحی تا به امروز16آبان ماه  کماکان در بیمارستان بستری است.

 دکتر معالجش در باره آخرین وضعیت محمود صالحی گفت: وی باید هر چه زودتر به یکی از شهرهای تهران یا تبریز منتقل شود تا بدلیل ضعیف شدن پومپاژ قلبش برایش باطری بگذارند.

همچنین پزشکی قانونی تایید کرده وبطور کتبی اعلام داشته  که حبس برایشان خطرناک است ونباید در زندان بماند.

گزارش دریافتی-16آبان:محمود صالحی روى تخت بيمارستان با اينكه تحت نظرسه ماموردولتى قراردارد پايش را هم به تخت بسته اند.

نیمه شب جمعه دوازدهم آبان ماه،ساعت یک و نیم محمود صالحی از درد سینه وحالت تهوع و تنگی نفس بیدار میشود.

یکی از زندانیان متوجه حال محمود میشود و وی را به درمانگاه زندان منتقل می کنند.سپس وی را بدلیل وخامت حالش  به بیمارستان خمینی سقز برده و دربخش سی سی یو بستری می کنند.

دکترها درباره وضعیت پیش آمده برای محود صالحی در زندان گفتند:وی دچارحمله قلبی شده است.

مقامات قضایی هیچ جوابی به خانواده محمود صالحی نمی دهند ودست دست میکنند واین امرموجب نگرانی بیش از پیش خانواده این فعال کارگری شده است.

محمود صالحی روى تخت بيمارستان با اينكه تحت نظرسه ماموردولتى قراردارد پايش را هم به تخت بسته اند.

شانزدهم آبان ماه1396

 

تکرار داستان تلخ کودک آزاری در رفسنجان؛

حال ابوالفضل ۲ ساله مساعد نیست/انتقال کودک به آی سی یو

رفسنجان - مدیر روابط عمومی بیمارستان علی ابن ابیطالب (ع) رفسنجان گفت: کودک دو ساله ای بر اثر کودک آزاری روانه بخش آی سی یو این بیمارستان شد.

حسین میرزایی مقدم در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: ظهر روز یکشنبه کودک دو ساله ای به نام ابوالفضل به بخش اورژانس بیمارستان علی ابن ابیطالب (ع) رفسنجان ارجاع شد.

میرزایی مقدم افزود: این کودک به بخش اطفال منتقل شد و پس از اینکه حال عمومی وی بدتر شد به آی سی یو ۲ بیمارستان منتقل شد.

وی بیان کرد: شواهد نشان می دهد سر این کودک به زمین زده شده و سبب کاهش سطح هوشیاری او شده است.

میرزایی مقدم ادامه داد: همچنین این کودک از ناحیه دهان خونریزی داشت و از ناحیه بدن اثراتی از کودک آزاری مانند آتش سیگار در بدن او مشاهده می شد.

به گفته مدیر روابط عمومی بیمارستان علی ابن ابیطالب (ع) رفسنجان، حال عمومی ابوالفضل دو ساله فعلاً خوب نیست و وی هوشیاری ندارد.

در همین حال، یک منبع آگاه به خبرنگار مهر خبر داد: صبح امروز به همت نیروی انتظامی شهرستان رفسنجان ناپدری ابوالفضل که اقدام به ضرب و شتم این کودک دو ساله کرده بود دستگیر و به دستور مراجع قضایی راهی زندان شد.

 

اعتصاب وتجمع کارگران فاز 14 پارس جنوبی در اعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق

صبح روزسه شنبه16آبان ناه،جمعی از کارگران فاز 14 پارس جنوبی در اعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق دست از کار کشیدند و در محوطه کارگاه تجمع کردند.

براساس گزارش منتشره،دستمزد این کارگران از خردادماه پرداخت نشده‌است و مراجعات آنها به دفتر کارفرما تا کنون نتیجه نداده‌است.

این کارگران می‌گویند تاخیر در پرداخت دستمزدها در پروژه‌های پارس جنوبی، امری متداول است؛ اما ما از خرداد ماه حقوق نگرفته‌ایم و این تاخیرِ طولانی، همه زندگی ما را مختل کرده‌است.

از قرار معلوم، کارگران معترض طرف قرارداد با یک شرکت پیمانکاری هستند که محل کار آنها در کنگان واقع است.

 

اعتصاب وتجمعات دامنه دار کارگران شهرداری سروآباد دراعتراض به عدم پرداخت ماه ها مطالباتشان

چند روز است که کارگران شهرداری سروآباد دراعتراض به عدم پرداخت ماه ها مطالباتشان در اعتصاب بسر می برند وومقابل شهرداری تجمع می کنند.

به گزارش 16آبان یک منبع خبری محلی، چند روزی است که شاهد اعتراض و تجمع پرسنل شهرداری سروآباد و حاضر نشدن در محل کار هستیم این کارگران زحمت کش خدماتی شهرداری با تجمع  خواستار پرداخت هشت ماه حقوق به تاخیر افتاده خود و پاسخگویی مسئولین در این خصوص شدند.

یکی از این کارگران معترض گفت:ما کارگران شرکتی دو سال و هشت ماه اضافه کاری، هشت ماه اضافه حقوق خود را دریافت نکرده ایم و  چند سالی است که حقوق کارگران شهرداری به موقع پرداخته نمی شود و معیشت و زندگی خانوادگی ما را دچار بحران کرده چرا که با این گرانی ها بعضی از همکاران ما به نان شب محتاج شده اند.

یکی دیگر از کارگران شهرداری که دل پری داشت گفت: حقوق های ما بیش از 8 ماه است که پرداخت نشده  و گاهی با بی نظمی های بسیار زیادی مساعده ای ناچیز پرداخت می شود و آنهم چند ماه یک بار واریز می شود و فقط  کفاف مقدار ناچیزی از بدهی هایمان به مغازه های سطح شهر را می کند و در این وضعیت گرانی و بی پولی دیگر شرمنده همسر و فرزندان مان  شده ایم.

 

تجمع اعتراضی کارگران شهرداری آبادان نسبت به عدم پرداخت6ماه حقوق مقابل شهرداری مرکزی

روزسه شنبه16آبان،جمعی ازکارگران شهرداری آبادان دراعتراض به عدم پرداخت6ماه حقوق مقابل شهرداری مرکزی،تجمع کردند.

برپایه گزارش منتشره،کارگران تجمع کننده گفتند: مدت ۶ ماه است که هیچگونه دستمزدی از شهرداری آبادان دریافت نکرده اند.

این کارگران که تحت نظارت پیمانکار شهرداری آبادان هستند، می گویند : کارفرما اعتبار لازم را از شهرداری آبادان دریافت کرده اما حقوقی به آنها پرداخت نکرده است.

 

نامه سرگشاده هزار کارگر پروژه‌ای پارس جنوبی خطاب به رسانه‌ها برای انعکاس مشکلاتشان

در روزهای گذشته هزار نفر از کارگران پروژه‌ای پارس جنوبی در نامه‌ای خطاب به رسانه‌ها و از جمله صدا و سیما، خواستار انعکاس مشکلات خود شدند.

در این نامه که 16آبان رسانه ای شد، کارگران پروژه‌ای جنوب از رسانه‌ها خواسته‌اند گروهی را به منطقه پارس جنوبی اعزام کنند تا صدای کارگران به گوش مسئولان رسیده و اقدامی در جهت رفع مشکلات کارگران پروژه‌ای انجام شود.

گفتنی است کارگران پروژه‌ای پارس جنوبی با مشکلاتی مانند عدم امنیت شغلی و تاخیر در پرداخت دستمزدها مواجهند که فعالان کارگری یکی از علل بروز این مشکلات را واگذاری پروژه‌های نفت، گاز و پتروشیمی به شرکت‌های پیمانکاری متعدد می‌دانند

 

اعتراض رسانه ای کارگران نمایشگاه مطبوعات نسبت به شرایط نامناسب کاری وسطح ناچیزحقوق

کارگران نمایشگاه مطبوعات اعتراضشان را نسبت به عدم امنیت شغلی، عدم ثبت قرارداد، حقوق نامناسب،محل اسکان نامناسب و ...رسانه ای کردند.

براساس گزارشی که 16آبان رسانه ای شد،نمایشگاه مطبوعات سال ۹۶ در حالی به کار خود پایان داد که کارگران این نمایشگاه از وضعیت مناسبی برخوردار نبودند. آنها در زیرزمین مصلی خوابیدند و برای وعده شام مجبور به‌اضافه کاری بودند و با همه این شرایط درآمد آنها تنها به ۳۰۰ هزار تومان می‌رسد.

سی‌ودومین نمایشگاه مطبوعات در هرحالی به اتمام رسید که مشکلات کارگران همانند مشکلات صنفی روزنامه‌نگاران در این گردهمایی به چشم می‌خورد. چند کارگر از عدم امنیت شغلی، عدم ثبت قرارداد، حقوق نامناسب،محل اسکان نامناسب و ... ابراز گلایه کردند.

به گفته کارگران نمایشگاه مطبوعات که همگی از اهالی شهرستان کوهدشت از توابع استان لرستان بودند، یک کارفرمای بخش خصوصی ۲۶ نفر را سوار بر اتوبوس کرده تا پس از طی مسیر ۱۰ ساعته برای کسب درآمد به تهران بیاورد.

در کنار کارگران کوهدشتی که با لباس کار در نمایشگاه حضور داشتند؛ کارگران خدماتی دیگری هم حضور داشتند که در غرفه‌های رسانه‌های مختلف مشغول به کار بودند، آنها هم از وضعیت خود شکایت داشتند که در ادامه این گزارش گفت‌و‌گو با آنها را می‌خوانید:

برای وعده شام هم از ما کار می‌کشند/در زیر زمین  مصلی می‌خوابم

مسلم یکی از ۲۶ کارگری کوهدشتی است که برای کار در نمایشگاه مطبوعات به پایتخت آمده، او در مورد وضعیت شغلی خود می‌گوید: برای روزی ۵۰ هزار تومان به تهران آمدیم که قرار بود سه وعده غذایی هم به ما بدهند ولی وعده صبحانه‌ای در کار نیست. قرار بود از  ۸ صبح تا  ۵ بعدازظهر کار کنیم ولی عملا کار ما تا ساعت ۹ شب طول می‌کشد. نکته جالب توجه اینکه در قبال اضافه کار به ما شام می‌دهند! یعنی خبری از دستمزد اضافه کار نیست. در اصل سه وعده غذایی که قولش را به ما داده بودند به یک وعده کاهش یافته است.

مسلم در مورد محل اسکانشان ادامه می‌دهد: در طول روز وقتی برای استراحت نداریم و بعد از ساعت کاری به یک زیرزمینی در نزدیکی مصلی می‌رویم که هیچ امکانات رفاهی ندارد. همراه ما چند نفر هم آمده‌اند و نزدیک ۶۰ سال سن دارند.

این کارگر خدماتی نمایشگاه مطبوعات در مورد دفعاتی که در تهران مشغول به کار بود، می‌گوید: پیش از این ۳ دوره چند ماهه برای کار به تهران آمده‌ام که تنها توانستم در رستوران‌ کار پیدا کنم؛ وقتی در ماه با روزی ۱۲ ساعت کار یک میلیون تومان بابت حقوق می‌گرفتم راهی جز بازگشت به کوهدشت برایم باقی نماند.

 مسلم در همین مورد اضافه می‌کند: اگر در کوهدشت کاری پیدا کنم که روزی ۱۰ هزار تومان به من بدهند هیچ وقت خانواده‌ام را ترک نخواهم کرد.

او ادامه می‌دهد: طبق وعده وعیدها قرار است بعد از اتمام کارمان به هر نفر ۴۰۰ هزار تومان بابت این چند روز دستمزد بدهند این موضوع را اضافه کنم که ۱۰۰ هزار تومان بابت هزینه رفت و آمد می‌پردازیم، یعنی تنها برای ۳۰۰ هزار تومان به تهران آمده‌ایم! این خود نشان می‌دهد که وضعیت کار در کوهدشت چگونه است. زندگی در شرایط سخت یعنی کوهدشتی بودن و باقی چیزی‌هایی که می‌گویند سوءتفاهم است.

نماینده مجلس وعده کارخانه داده بود ولی حالا پیدا نیست/در نمایشگاه کتاب یک چادر اتاق خوابمان بود

عباس دیگر کارگری است که تجربه کار خدماتی در نمایشگاه کتاب تهران هم در کارنامه دارد؛ او بعد از صحبت‌های مسلم در مورد تفاوت‌های کار در نمایشگاه مطبوعات و نمایشگاه کتاب می‌گوید: ما به کار سخت و سنگین عادت داریم. به خاطر کم آبی نمی‌توانیم در کوهدشت کشاورزی کنیم و به ناچار برای کار موقت به تهران می‌آییم و چون شرایط ادامه دادن نیست بازمی‌گردیم. تنها تفاوتی که این نمایشگاه با نمایشگاه کتاب دارد این است که ما در نمایشگاه کتاب چند نفری در یک چادر می‌خوابیدیم.

او در مورد وضعیت بیکاری در کوهدشت می‌گوید: نماینده ما وارد مجلس شد که حالا رییس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس است. او در وعده‌های انتخاباتی خود گفته بود که برای نابود کردن بیکاری یک کارخانه در کوهدشت تاسیس خواهد کرد که ما تنها زمینش را دیدیم و این وعده محقق نشد. بعد از انتخابات و راهیابی او به مجلس نه او را دیدیم و نه جواب تلفن ما را داد.

شرایط کار ما قابل قبول نیست/کارفرما از ما بیگاری می‌کشد

کارگران خدماتی کوهدشت، تنها کارگران خدماتی این نمایشگاه نبودند بلکه تعدادی از غرفه‌ها برای کارهای خدماتی و نظافتی خود از کارگران خدماتی استفاده می‌کردند. حسین کارگری که از استان گلستان برای کار به پایتخت آمده یکی از این کارگران خدماتی است که روزی ۱۲ ساعت در مکان‌های مختلف کار می‌کند. او می‌گوید: از طریق تبلیغات در روزنامه همشهری جذب این شرکت خدماتی شدم. بعد از پرداخت ۳۰۰ هزار تومان و تحویل مدارک شناسایی وارد خواب‌گاهی با تخت‌های ۳طبقه در محله نظام آباد شدم که بعد فهمیدم که هزینه خرید تلویزیون و دستگاه مبدل و مایع دستشوی و ... را هم باید خودمان بپردازیم.

او در مورد دریافت دستمزد ادامه می‌دهد: روزی ۸۰ هزار تومان بابت کارگری می‌گیریم که ۴۰ درصد آن را شرکت بابت کمیسیون بر می‌دارد. شرایط کار در چنین شرکت‌هایی بسیار سخت است زیرا قوانین عجیبی دارد.

این کارگر خدماتی در همین مورد اضافه می‌کند: اگر ما به هر ترتیب با فردی که برای او کار می‌کنیم به مشکل بر بخوریم و کار تعطیل شود کارفرما(شرکت خدماتی) همان ۴۰درصد کمیسیون را از حقوق

ماهانه ما کم می‌کند و اینکه شرکت بابت اضافه کاری که انجام می‌دهیم از ما حق کمیسیون می‌خواهد که اصلا قابل قبول نیست.

حسین در پایان می‌گوید: وقتی به همسرم بابت کار و عقد قرار داد گفتم خوشحال شد. او گمان می‌کند وضعیت من در اینجا خوب است و من هم از شرایط کار خودم چیزی زیادی به او نمی‌گویم تا شاید کار بهتری پیدا و همه کمبودها را جبران کنم.

 

وعده پرداخت قطره چکانی مطالبات پس از اعتصاب چند روزه* کارگران نیروگاه شیروان

معاون برنامه ریزی و امورعمرانی فرماندار شیروان با بیان اینکه تا کنون حقوق معوقه کارگران شرکت پیمانکاری نیروگاه سیکل ترکیبی شیروان پرداخت نشده است، گفت: حقوق یک ماه این کارگران هجدهم ماه جاری پرداخت می شود.

به گزارش یک منبع خبری محلی صمد ایزانلو، معاون برنامه ریزی و امور عمرانی فرماندار شیروان گفت: پس از تجمع های اعتراضی کارگران این شرکت پیمانکاری شورای تامین شهرستان جلسه ای را برای پیگیری موضوع تشکیل داد و مقرر شد هجدهم ماه جاری یک ماه حقوق معوق پرداخت شود.

ایزانلو افزود: هفتم آذر ماه نیز یک ماه از حقوق معوق این کارگران پرداخت می شود.

 

 پایان اعتصاب کارگران نیروگاه سیکل ترکیبی شیروان بدنبال وعده پرداخت مطالباتشان

کارگران نیروگاه سیکل ترکیبی شیروان  بدنبال وعده پرداخت مطالباتشان به اعتصابشان خاتمه داده وروزسه شنبه نهم آبان برسرکارشان بازگشتند.

برپایه گزارش منتشره بتاریخ نهم آبان ماه،معاون برنامه ریزی و امور عمرانی فرماندار شیروان گفت: با پیگیری هایی که از اداره کار و شرکت مپنا در تهران انجام شد، مقرر شد معوقات حقوق کارگران پرداخت شود.

صمد ایزانلو با بیان اینکه کارگران متحصن پیمانکاری نیروگاه چهار ماه حقوق دریافت نکرده اند، افزود: تحصن کارگران امروز به پایان رسید. وی تعداد کارگرهای دارای مطالبه شامل کارگران شرکت نصب نیرو (از شرکت های گروه مپنا) و پیمانکاران را 200 نفر اعلام کرد و گفت: روزهای آینده حداقل حقوق دو ماه کارگران پرداخت خواهد شد.

ولی الان دیگر هیچ پولی برای تامین نیازهای اولیه خانواده‌ام ندارم.

 

مصدومیت 5کارگر بدنبال ریزش آوار ساختمان در اشرفی اصفهانی تهران

ظهر روز16آبان،ریزش آوار یک ساختمان در حال تخریب در منطقه اشرفی اصفهانی تهران 5کارگرمصدوم بر جای گذاشت.

حسن عباسی  در مورد حادثه ریزش آوار در بلوار کمالی تهران گفت: این حادثه در اشرفی اصفهانی، ‌بلوار کمالی رخ داد و ساعت 12:18 به اورژانس اعلام شد که در پی وقوع این حادثه دو دستگاه موتورلانس و 3 دستگاه آمبولانس به محل حادثه اعزام شدند.

سخنگوی اورژانس تهران اضافه کرد: محل حادثه ساختمانی در حال تخریب بود که در پی ریزش آوار 5 نفر مصدوم شدند که یک نفر از مصدومان در محل درمان شد و 4 نفر دیگر به بیمارستان‌های خمینی، رسول اکرم و شریعتی منتقل شدند.

جلال ملکی سخنگوی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران نیز در تشریح حادثه تخریب ساختمان قدیمی در بزرگراه اشرفی اصفهانی گفت: ساعت 12:07 امروز حادثه تخریب ساختمان قدیمی در مسیر شمال به جنوب بزرگراه اشرفی اصفهانی نرسیده به خیابان کمالی به سازمان آتش نشانی اعلام شد که بلافاصله دو ایستگاه به محل حادثه اعزام شدند.

وی افزود: محل حادثه یک ساختمان قدیمی دو طبقه در حال تخریب بود که برای ساخت بنای جدید کارگران مشغول تخریب این بنا بودند. در طبقه دوم ساختمان 7 نفر از کارگران که همه از اتباع کشور افغانستان بودند مشغول تخریب بنا بودند که به یکباره بخش زیادی از همین طبقه شامل سقف‌ها و دیوارها فرو می‌ریزد.

وی ادامه داد: سه نفر از کارگران بدون هیچ گونه مسئولیتی خودشان از ساختمان خارج شدند اما چهار نفر دیگر که بین 30 تا 35 سال سن داشتند زیر آوار گرفتار شدند. آتش نشانان بلافاصله عملیات رهاسازی را آغاز و خیلی سریع موفق شدند هر چهار نفر را زنده اما در شرایطی که از نقاط مختلف دچار مصدومیت شده بودند از زیر آوار خارج کنند. با توجه به اینکه این افراد در ارتفاع قرار داشتند به وسیله نردبان هیدرولیکی به پایین انتقال داده شدند.

وی تاکید کرد:‌ همه مصدومان تحویل اورژانس شدند و محل حادثه نیز در پایان عملیات تحویل عوامل شهرداری و نیروی انتظامی شد. این عملیات در ساعت 12:55 به پایان رسید.

 

مرگ دلخراش یک کارگر در در داخل دستگاه سنگ کوب در شهرک صنعتی کوثر گناباد

مسئول سازمان آتش نشانی گناباداز مرگ دلخراش یک کارگر در داخل دستگاه سنگ کوب واقع در شهرک صنعتی کوثر گناباد،خبرداد.

محمد قصاب صبح سه شنبه 16آبان، با اشاره به فوت یک کارگر در ناحیه صنعتی گناباد اظهارکرد: حادثه سقوط و محبوسی یک کارگر در داخل دستگاه سنگ کوب واقع در شهرک صنعتی کوثر گناباد به ایستگاه اتش نشانی اعلام و تیم های امداد و نجات به محل حادثه اعزام شدند.

وی افزود: نیروهای گروه نجات آتش نشانی شهرداری گناباد بلافاصله خود را به محل حادثه رسانده و مصدوم این حادثه را از لا به لای چرخ دنده های دستگاه بیرون آورده و به نیروهای اورژانس تحویل دادند.

مسئول سازمان آتش نشانی گناباد ابراز کرد: متاسفانه به دلیل پارگی شریانها و خونریزی زیاد، این مصدوم پس از رسیدن به بیمارستان، جان خود را از دست داد.

فقر در حاشیه تهران؛ از کار میان اسید و سوزن صنعتی تا تن فروشی در 10 سالگی

فاطمه در 8 سالگی برای مدتی هر روز به بهانه بستنی و... به کارگاه چوب بری کشیده می‌شد و آنجا مورد تجاوز قرار می‌گرفت.

گندم‌های طلایی در کنار جاده‌ای فرعی که سطح پر دست انداز آن چیزی میان آسفالت و خاکی است، تکان تکان می‌خورند و بالای آن‌ها ابری تشکیل شده است. همه چیز در آن سوی گندم‌زار کوچک در هاله‌ای از غبار به چشم می‌آید. مردی سوار بر کمباین در میان گندم‌ها حرکت می‌کند و دروی محصول، ابر کوچکی را در نزدیکی شهری با زندگی‌های غبارآلود ایجاد کرده است. کمی جلوتر از آن، جاده به سمت خاکی شدن می‌پیچد و تا جایی پیش می‌رود که تا چشم کار می‌کند، خاک است و خاک و دخمه‌های آجری.

به گزارش عصر ایران، روزنامه ایران نوشت: همین حوالی تهران، چند سال پیش مددکارها در کارگاهی را کوبیدند، مردی از کارگاه چوب‌بری بیرون آمد و گفت هیچ کس اینجا نیست، اما کمی بعد از آن 4 دختربچه کمتر از ۱۰ سال با گریه و چهر‌ه‌هایی مستأصل به دو فرار کردند، بیرون آمدند و به مددکارها پناه بردند. آن طرف‌تر هم باغی است که پای دنیا دخترکی ۷ ساله را به خاطر تجاوز سرایدار به او به دادگاه باز کرد و پرونده‌اش را به دیوان عالی کشور رساند.

دختری که از ۴ تا ۶ سالگی به طور مستمر در همین باغ، به جسم نحیف و روح لطیفش تعرض می‌شده است. همین حوالی دختری زندگی می‌کند که پدرش افغان و مادر معتادش ایرانی است. ۱۰ ساله است اما شناسنامه ندارد. چند وقت پیش مادر او برای دریافت مواد تلاش می‌کرد تا کودکش را به مردی اجاره دهد، مردی که کارش همین و در محله‌های فقیرنشین معروف است. رویا هم حتی پیش از آنکه به سن بلوغ برسد به همین ترتیب، تجربه تجاوز را از سر می‌گذراند.

 

اینجــــا، فقر و اوضــــاع نابسامان اقتصادی، کارهای سخت انجام دادن و تجربه خشونت‌های جنسی و جسمی خاطره‌ای مشترک میان بچه‌هایی است که بعضی افغان هستند، بعضی ایرانی و بعضی‌ها نیز یکی از والدین‌شان ایرانی و دیگری افغان است. مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران به تازگی با اعلام نتایج یک پژوهش درباره ۴۰۰ کودک کار گفته است:«ثابت می‌کنیم که به ۹۰ درصد کودکان کار تجاوز می‌شود

تجاوز میان زباله‌ها

بالاتر از این منطقه، شهرکی از توابع جنوب تهران، در کنار کوره‌های آجرپزی بیغوله‌هایی ساخته شده و چند خانوار آنجا کنار هم زندگی می‌کنند. دختربچه‌های لاغراندام با پیراهن‌هایی بلند در میان خاک‌ها روزگار می‌گذرانند و به صاحب کوره «ارباب» می‌گویند. هوای عصر پاییز در این بیابان سرد است و آتشی روشن کرده‌اند. خاطره، دخترک 7 ساله آجرهای کوچکی برمی دارد، روی منبع آتش پرت می‌کند تا آن را خاموش کند، با مهارت دست هایش را برای نشان دادن نحوه کارش تکان می‌دهد و می‌گوید:«ما هم آجر می‌زدیم. آجرها را برمی داشتیم اینجوری اینجوری، خانه به خانه کنار هم می‌چیدیم. سخت بود. سنگین بودند.» رکود ساختمانی دامن کودکان کار در کوره‌های آجرپزی را نیز گرفته است و کسب و کار دیگری در این جغرافیای بیابانی رونق گرفته است.

یکی از اعضای جمعیت امام علی می‌گوید:«قبلاً بچه‌ها در کوره‌ها یا واحدهای صنعتی کار می‌کردند، اما مثل تمام بخش‌های اقتصاد، این کار هم به رکود خورد. الان بچه‌ها زباله‌گردی می‌کنند و پول در می‌آورند.» حالا کوره‌ها به گاراژی از ضایعات که حکم پول را برای کودکی بچه‌ها دارد، تبدیل شده‌اند. بچه‌ها زباله‌ها را به کوره‌های متروک می‌آورند، آن‌ها را دپو و تفکیک می‌کنند و به پیمان کارهای بازیافت شهرداری می‌فروشند.

الهام فخاری، عضو شورای شهر تهران چند وقت پیش گفته بود:«سوءاستفاده جنسی بزرگ‌ترین آسیب برای بچه‌های زباله‌گرد است

اینجا، یکی از محله‌های حاشیه است که از دردِ فقر، همه نوع آسیبی در آن جریان دارد. هر بار که خبری از قتل، تجاوز، کودک آزاری و... منتشر می‌شود، موجی از درد را همراه خود می‌کشاند، چند وقت بعد فراموش می‌شود تا کار به حادثه بعدی برسد. اما در سکونتگاه‌های فقیرنشین درد روایت هر روزه آن هاست. بچه‌هایی که در میان خانواده‌هایی معتاد، کار می‌کنند و گاه نیز در کودکی بعد از تجربه‌های تجاوز کارشان به اعتیاد جنسی و تن‌فروشی می‌رسد.

کار میان اسید و سوزن صنعتی

رعنا، دختر 19 ساله‌ای است که از نخستین سال‌های نوجوانی خود کار کرده است. نه دستفروشی، نه گل‌فروشی و نه پاک کردن شیشه‌های ماشین‌ها سر چهارراه، او روزهای 11 تا 15 سالگی‌اش را در کارگاه قطعه‌سازی خودرو گذرانده است. حالا سیمای او نه دختر جوان 19 ساله، که زنی استخوان ترکانده با نگاهی رنج دیده است. او در این شهرک زندگی کرده، روستایی که تا چند وقت پیش حاشیه بوده و حالا بدون هیچ زیرساخت و تأسیساتی، به شهر تبدیل شده است. رعنا با حواس‌پرتی از روی زمان و سال‌ها می‌گذرد و کارش را چنین روایت می‌کند:«در یک کارخانه خیلی بزرگ کار می‌کردم. سوله 700 متری بود. طاقچه و باکس ماشین می‌زدیم. برای همه جور ماشین‌هایی هم بود، پرشیا، 206 و... خیلی سخت بود و خطر داشت. یکبار داشتم طاقچه‌ها را منگنه می‌زدم، دو تا انگشتم سوزن خورد و چسبید به‌هم.

دو ساعت فقط گریه می‌کردم. نمی‌دانستم باید چه کار کنم. دست یکی از همکارهایمان هم قطع شد. از آنجا بیرونم کردند، پولم را درست ندادند.» او بعد از آن سرِ کاری رفته که اسمش را «آبکاری» می‌گذارد:«این چیزهای فلزی را که از آن لیوان و ظرف آویزان می‌کنند، آبکاری می‌کردیم.

در اسید می‌گذاشتیم که زنگ زدگی‌اش برود. خیلی وقت‌ها اسید می‌پاشید و صورتم را می‌سوزاند. خیلی سخت بود. شب‌ها هم که خانه می‌رفتم، نمی‌توانستم بخوابم.آدم است دیگر، می‌ترسد.» ترس او نه از زندگی فقیرانه در محله موادفروش‌ها، بلکه از پدرش بوده است. پدری معتاد که به دخترهایش دست درازی و تعرض می‌کرد.

تن فروشی در 10 سالگی، برای 5 هزار تومان

رعنا حالا در خانه علم جمعیت امام علی زندگی می‌کند و کارهای ساختمان را انجام می‌دهد، او می‌گوید:«الان خواهرم مشکلی دارد که نمی‌توانم بگذارم خانه بماند، بزرگ‌ترین خواسته‌ام این است که او را پیش خودم بیاورم.» دو تا از خواهرهایش در بهزیستی زندگی می‌کنند اما خواهر 13 ساله دیگرش را از بهزیستی بیرون کرده‌اند. او ابا دارد از مشکل خواهرش بگوید، اما روایت مددکاران از فاطمه که در8 سالگی تجربه تجاوز صاحبِ کارگاهی چوب‌بری را از سر گذرانده، روشن است.

مسعود، یکی از مددکاران این خانواده چنین روایت می‌کند:«پدر خانواده حتی قرص تقویتی می‌خورد که شب‌ها به بچه‌هایش تعرض کند. بچه‌ها از او می‌ترسیدند و به آدم‌های دیگر راحت اعتماد کردند. فاطمه در 8 سالگی برای مدتی هر روز به بهانه بستنی و... به کارگاه چوب بری کشیده می‌شد و آنجا مورد تجاوز قرار می‌گرفت. کار به جایی رسید که او به این وضعیت عادت کرد. 10 سالش بیشتر نبود اما حتی بلال فروش و کله‌پز محل نیز به او دست درازی کرده بودند و با دریافت‌های 2 هزار تومانی و 5 هزار تومانی، این کار هر روزش شده بود.» مسعود درباره وضعیتی که به آن اعتیاد جنسی می‌گویند، ادامه می‌دهد:«کار به جایی رسید که خودش آمد پیش ما و گفت از این وضعیت خسته شدم، از خودم بدم می‌آید.

او را بهزیستی بردیم، اما آنجا هم به خاطر مشکلات روان شناختی زیادی که برایش پیش آمده بود، اذیت می‌کرد و بعد از دو ماه خودشان او را به خانه برگرداندند. یکی از وقت‌هایی که پدرشان می‌خواست بچه‌ها را اذیت کند، دخترها با آجر به سر او زدند. ما با پلیس تماس گرفتیم، گفتند ساعت 12 شب حکم ورود به منزل نداریم و مجبور شدیم با کمپ‌های ترک اعتیاد تماس بگیریم.» بعد از آن، دو ماه طول می‌کشد تا مددکارها بتوانند به کمک وکیل، با جرم پرداخت نکردن نفقه و کودک آزاری که خود پدر به آن اعتراف کرده بود، حدود دو سال مرد معتاد را به زندان بیندازند. مددکار این خانواده می‌گوید: «حالا نیز دوران حبسش تمام و آزاد شده است. اما در این مدت، مادر خانواده هم دیگر از همه چیز عبور کرد و آنقدر وضعیت شان با فقر همراه بود که خانه را به پاتوقی برای کارهای خودش تبدیل کرد

چهره فاطمه با وجود قامت کوتاهش، شباهتی به دخترکان نوجوان ندارد، کم حرف است و در نگاهش تشویش زنان رنج کشیده و میانسال می‌گذرد. زندگی در محله ای فقیرنشین، تنها کودکی و نوجوانی را از او دریغ نکرده است؛ درد روایت هر روز بچه‌هایی است که روزها و شب هایشان را با فاصله نیم ساعتی از پایتخت در محله‌های فراموش شده می‌گذرانند و در هیاهوهای رسانه‌ای نیز جایی ندارند.

زندگی در اوضاع بد اقتصادی کار را به جایی رسانده است که معضلات اجتماعی به روندعادی زندگی بچه‌ها تبدیل شده است. پسربچه‌ای ۷ ساله می‌گوید:«اینجا پسر بزرگ‌ها با ما کاری می‌کنند که ما همان‌ کارها را با دخترهای کوچک‌تر می‌کنیم

 


اتحادیه آزاد کارگران ایران تاریخ: 1/5/1397 تماس با ما: k.ekhraji@gmail.com
استفاده از اخبار و مطالب این سایت با ذکر منبع آزاد است www.ettehadeh.com